تبليغاتX
اشاره
























اشاره

اشاره‌ام به آن بالاست... كمي بالاتر از پايين

در باب مصاحبه‌ی آقای «هاشمی رفسنجانی» با فصلنامه‌ی «مطالعات بین‌المللی» که در اوایل سال 91 منتشر شد، گفتنی‌ها و نکاتی وجود دارد. به نظر می‌رسد بهتر است ابتدا مجموعه‌ی موضع‌گیریهای رسانه‌های داخلی و خارجی، اپوزیسیون خارج از کشور و جریان‌های سیاسی داخلی را در این باره مرور کنیم و بعد به تحلیل مسأله بپردازیم.


اصلی‌ترین و مهم‌ترین مسأله‌ای که توجه تحلیلگران غربی را در باب مصاحبه‌ی آقای هاشمی رفسنجانی به خود جلب کرد، تحلیل این مسأله بود که یک شکاف راهبردی در حاکمیت جمهوری اسلامی وجود دارد و این شکاف میان بخش‌هایی از بدنه‌ی مدیریتی نظام جمهوری اسلامی به وجود آمده است. البته تکمله‌ی این تحلیل این بود که آقای هاشمی در تقابل با دولت دست به چنین اقدامی زده است.


مسأله‌ی مهمی که در خلال بخشی از این تحلیل‌ها، به خصوص از سوی «بی.‌بی.‌سی»، ارایه شد، نشان می‌دهد که آن‌ها رفتار آقای هاشمی را در حمایت از اسلام میانه‌رو تحلیل می‌کنند. موضوع اسلام میانه‌رو مربوط به چندین سال قبل و مطالعات عمیقی است که غربی‌ها مشخصاً در بنیادهای تحقیقاتی‌ خود، از جمله بنیاد «رَند»، در این‌باره انجام داده‌اند.

آن‌ها اسلام میانه‌رو را به عنوان اصلی‌ترین و بهترین راه‌حل مقابله با اسلام جهادی می‌دانند. تفسیر آن‌ها از اسلام جهادی همان اسلام شیعی و گفتمان انقلاب اسلامی است. از نظر آن‌ها اسلام میانه‌رو توسط اساتید سکولار دانشگاه‌ها، روشن‌فکران و حتی روحانیونی که افکار روشن‌فکرانه دارند، قابل گسترش و تعمیق است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:9 توسط محمد عبدالهي| |

در دو قسمت پیشین این مقاله، به 9 محور از مجموعه فرامین براندازی جمهوری اسلامی ایران توسط ایالات متحده اشاره شد.

9 فرمانی که از نظر گذشت حاوی راهبردهای کلان غرب با هدف فروپاشی ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران بود که قدمتی به طول سه دهه را با خود به همراه دارد. اکنون اما سخن از اجرای پروژه‌ای است که در «دهمین فرمان براندازی» جای گرفته است و عصاره‌ای از 9 فرمان قبلی را در خود جای داده است. سخن از حاصل جمع راهبردهایی است که پس از آزمون و خطاهای بسیار اکنون به نقطه‌ی عطف تعیین کننده‌ای رسیده‌اند و بایستی شرایط موجود جمهوری اسلامی را در گذرگاه پرخطر کنونی دگرگون سازند تا سرفصل تحولات جهانی را که اکنون «بیداری اسلامی» مطلع آن را شکل داده است در نقطه‌ی مبدأ یعنی «ایران اسلامی» مهار کرده باشند. از این منظر فرمان دهم حالتی ویژه و اهمیتی صد چندان خواهد داشت؛ از این‌رو در این فصل برآنیم تا ابعاد دهمین فرمان که آن را «پروژه‌ی مقراضی»[1] نام نهاده‌ایم، واکاوی نماییم. در شرایط فعلی دو استراتژی کلان توسط دشمن در حال تعقیب است:


1. استراتژی حداقلی برای تغییر رفتار نظام با استفاده از دو ابزار


الف) تهاجم به باورهای دینی و سرمایه‌های ملی؛


ب‌) فشارهای بین‌المللی از راه متنوع سازی ابزارهای فشار و در نهایت تلفیق فشارها و اعمال هم زمان آن‌ها.


2. استراتژی حداکثری تغییر ساختار و فروپاشی از درون


تحقق این دو راهبرد به سه شیوه و از سه کانال در حال انجام است:


الف) تشدید تحرکات گروهی و گروه‌های تندروی مذهبی؛


ب) افزایش تحرکات جامعه‌ی شبکه‌ای؛


ج) تشدید تحریم برای فراگیر کردن اعتراض‌های اجتماعی.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 1:8 توسط محمد عبدالهي| |

در قسمت پیشین این مقاله، به 5 محور از مجموعه فرامین براندازی جمهوری اسلامی ایران توسط ایالات متحده تحت عناوینی چون «عملیات فروپاشی از درون»، «ایجاد گسل میان حکومت و مردم»، «توهم خواندن توطئه و ایجاد خوش‌بینی افراطی نسبت دشمن »، «ایجاد تحیر و تشکیک ذهنی در بین اقشار جامعه به وسیله‌ی حمله به عقاید جمعی آن‌ها» و «تبلیغات ضد دینی» اشاره شد. بخش دوم این مقاله که سایر قطعات پازل دکترین براندازی را به تصویر می کشد در ادامه می آید.

فرمان ششم: تخریب و تضعیف روحانیت و علمای متعهد دینی


«ادوارد شرلی» یکی از مقام‌های سابق سیا و تحلیل‌گر کنونی مسایل راهبردی، در میزگردی که توسط فصلنامه‌ی آمریکایی خاورمیانه با حضور چهار مقام آمریکایی و با موضوع اهمیت روابط ایران و آمریکا و تاکتیک‌های مؤثرتر برای استحاله و به سقوط کشاندن جمهوری اسلامی ایران ترتیب داده شده بود، تأکید کرد: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست‌های ایران، از بین بردن خصوصیات انقلابی رژیم ایران است و این فقط با تحریم اقتصادی به دست نمی‌آید بلکه باید نفوذ روحانیون از بین برود و عقاید انقلابی از درون تهی شود.»[1]


یکی از مسؤولین سابق شورای امنیت ملی آمریکا نیز در یک میزگرد تلویزیونی در واشنگتن به مهم‌ترین اهداف توطئه‌ی آمریکا برضد جمهوری اسلامی ایران اشاره داشته و این چنین بیان می‌کند: «برپایی یک شورش مردمی علیه حکومت روحانیون در ایران، بزرگ‌ترین پیروزی است که ایالات متحده علیه تروریست قابل تصور است. من شخصاً بهتر از این چیزی را نمی‌توانم تصور کنم. زیرا ایران الگویی برای اسلام‌گرایان در سراسر جهان است. حکومت ایران یک حکومت دین‌گراست. حکومتی است که بر اسلام حاکم است اگر در شرایط کنونی یک حکومت دین‌گرا در ایران سقوط کند بسیار عالی خواهد شد، زیرا این به تمام جهان نشان خواهد داد که وقتی اسلام‌گرایان به قدرت می‌رسند و نظام مطلوب خود را برقرار می‌کنند، نتیجه‌ی کار چه خواهد شد.»‍[2]




ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 1:5 توسط محمد عبدالهي| |

رهبر انقلاب در آخرین سخنرانی خود پیش از انتخابات مجلس شورای اسلامی در 10 اسفندماه، تأکید نمودند: « حساسیت این دوره از انتخابات به این علت است که جبهه‌ی استکبار همه‌ی تیرهای خود را بر ضد ملت ایران، خرج کرده و به تیرهای آخر رسیده است؛ بنابراین مردم باید بایستند و عزم و اراده خود را به رخ دشمن بکشند تا جبهه‌ی استکبار بداند که در مقابل این ملت نمی تواند مقاومت کند.»نوشته پیش رو که تلاشی است برای بازخوانی اقدامات جبهه‌ی استکبار بر علیه ملت ایران، این بخش از بیانات معظم‌له را بیشتر تبیین می کند.

«ما هم‌چنان در جنگیم» و درک چنین واقعیتی است که تکرار و تمرین دشمن شناسی را ضروری‌تر می‌نماید. صحنه‌ی پیش روی ما بازی‌گردانان و بازیگرانی دارد که برای افول جمهوری اسلامی جنگی تمام عیار، کم صدا، آرام و پیچیده را رقم زده‌اند و به آن ادامه خواهند داد. حتی اگر ما گمان کنیم که جنگی در کار نیست علاوه بر هزاران سند، واقعیت‌های انبوه وجود دارند که چنین رویدادی را تأیید می‌کنند. اکنون دشمن در حال ظرفیت سازی و توانمند سازی مستمر و بی وقفه است تا بتواند موجودیت جمهوری اسلامی را به خطر بیافکند.


از سویی آمریکایی‌ها به اقتضای طبیعت تغلب‌گرا و غیر ستیزشان وجود پرچم اسلام را در ایران تاب ندارند و آن را اصلی‌ترین مانع هژمونیک خود می‌پندارند و البته در این تشخیص به خطا نرفته‌اند. از سوی دیگر فرصت‌هایی برای باروری سناریوهای دشمن در داخل بدنه‌ی انقلاب وجود دارند که برای حریف «فرصت‌های طلایی» نام گرفته‌اند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 0:58 توسط محمد عبدالهي| |

آیا برنامه ریزی منسجمی برای ایجاد چالش امنیتی در انتخابات پیش رو تدارک دیده شده ‏است؟

 

اهمیت پرسش یاد شده زمانی به چشم می آید که بدانیم انتخابات پیش رو 6 شاخصه ی مهم و بعضاً منحصر به فرد را در خود جای داده است:

 

1. با توجه به رشد بیداری اسلامی و افول هژمونی غرب در کشورهای عربی و نیز چالش های درونی گوناگون اروپا و آمریکا بیم آن می رود که الگوگیری از مدل جمهوری اسلامی، وضعیت غرب را از این که هست، بغرنج تر نماید. از این رو، توجه به فرصت هایی که می توانند در حکم زمینه هایی برای مهار درونی قدرت نرم جمهوری اسلامی محسوب شوند، بسیار مهم است.

 

از منظر غربی ها انتخابات پیش رو جدی ترین فرصت ها را رقم زده‏ است. سخنان ماه ژانویه ی «مایکل هایدن»[1]، رییس پیشین سازمان سیا از چنین نگاهی حکایت می‏کند. وی در دیدار اخیر خود با گروهی از کارشناسان و روزنامه نگاران آمریکایی در مرکز منافع ملی با اشاره به فرصت انتخابات پیش رو گفته‏ است: «کاش به خرداد 88 برگردیم و تلاش برای کُند کردن برنامه ی ایران را با تشویق مخالفان داخلی پی بگیریم.»[2]

 

2. شواهد و ادله ی فراوانی وجود دارند که از اضطرار رو به فزونی آمریکایی ها برای برقراری هرچه زودتر مذاکره با مقام های جمهوری اسلامی روایت می کنند. پالس های ارسالی جریان های «فتنه» و «انحراف» در بحث مذاکره، تلاش برای القای فراگیر بودن مطالبه در این خصوص و مانع معرفی کردن مقام معظم رهبری برای مذاکره، سه محور داخلی است که آمریکایی ها را برای تمایلشان به این امر مساعدت می کند. این شرایط اما در محیط آرام و باثبات کنونی جمهوری اسلامی رقم نخواهد خورد و از این منظر نیز تولید چالش امنیتی در ایران در رأس ضرورت های راهبردنویسان غربی قرار می گیرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 14:29 توسط محمد عبدالهي| |

پرداختن به وجوه تشابهی که در روش و منش جریان انحراف با الگوی مطلوب طرف غربی وجود دارد، مستلزم بازخوانی الگویی است که غرب در 4 محور اصلی خط تعارض با جمهوری اسلامی، بر مبنای آن عمل می‏کند. این محورها در حقیقت ارکان درگیری نرم غرب با نظام اسلامی در طول چند سال اخیر بوده‏اند که به ترتیب زیر می‏باشند:


1- تهدیدهای حوزه‏ی فرهنگی: این بخش، هجمه به باورهای بنیادین ملی و مذهبی، ارزش‏ها، اندیشه‏ها و کنش‏های اعتقادی و دینی را شامل می‏شود.


2- تهدیدهای حوزه‏ی سیاسی: این جنس از تهدیدها به حوزه‏ی ارزش‏ها و بنیان‏های حکومتی یک کشور در سه سطح نخبگان با حاکمیت، حاکمیت با حاکمیت و حاکمیت با مردم معطوف است.


3- تهدیدهای حوزه‏ی اجتماعی: که به حوزه‏ی نگرش‏ها، آداب و رسوم، الگوهای رفتار اجتماعی و حوزه‏های بیولوژیکی مربوط بوده و بر ایجاد شکاف مردم با مردم تأکید دارد.


4- تهدیدهای حوزه‏ی اقتصادی:
این تهدیدها به اندیشه‏ی نظام اقتصادی، الگوی مصرف، تولید، توزیع و اشتغال مربوط هستند.


انطباق چشم‌گیر عملکردی جریان انحراف با الگوی یاد شده در حوزه‏های گوناگون تهدیدهای نرم در طول 2 سال اخیر، راه را برای هر گونه‏ای از تردید مسدود می‏سازد. برای ملموس‏تر شدن این انطباق، لازم است تا مروری هرچند اجمالی بر فرآیند تحولات و دگردیسی‏های رویکرد فرهنگی این جریان بیندازیم. چنانچه سیاست‏های تساهل‏گونه و تسامح‏ورزانه‏ی دولت‏های سازندگی و اصلاحات را منطبق بر خواسته‌های غربی بدانیم، در این نکته به اشتراک رسیده‏ایم که هرگونه سیاست فرهنگی مشابه با آن دوران، با مهر تأیید غربی‏ها همراه خواهد بود. تجربه‏ی‏ تاریخی و تحلیل عملکرد دولت‏های سازندگی و اصلاحات نشان می‏دهد یکی از راهکارهایی که آنان برای برون‏رفت از چالش‏های مدیریتی، ناکارآمدی‏ها در عرصه‏ی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و واکنش‏های اعتراض‏آمیز مردم به عملکرد خود اتخاذ نموده‏اند، ایجاد فضاهای دوقطبی در عرصه‏های مختلف بوده ‏است.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 17:55 توسط محمد عبدالهي| |

در شماره‌ی پیشین این مقاله، به بررسی سرفصل‌هایی پرداختیم که حامل بخشی از نگاه غربی به جریان انحراف بود. اکنون و پیش از ورود به ادامه‌ی بحث، لازم است در مقدمه‌ای مختصر به تغییر تاکتیک‌ها و لوازم جدید سیاست‌های دولت‌های غربی و به خصوص آمریکا در رویکرد جدید، نیم‌نگاهی داشته ‌باشیم. توجه به این مسأله از آن رو حایز اهمیت است که نگاه غرب به «زمینه‌ها» و «فرصت‌ها»ی داخلی را برای بهره‌وری بیش‌تر در دکترین براندازی نظام جمهوری اسلامی تفسیر می‌کند.


از آن جا که منتقدین جدی سیاست‌های ایالات متحده از سال 2006م. به ارایه‌ی انتقادهایی جدی برضد سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایانه و خشونت‌آمیز «جرج بوش» پرداخته‌اند؛ دولت «اوباما»، محور سیاست‌های خود را تغییر در سیاست‌های آمریکا، به خصوص در رویکرد خارجی و بین‌المللی متمرکز ساخت. به جرأت می‌توان گفت این تغییر بر پایه‌ی درکی نسبتاً معقول از واقعیت‌های امروز ایران بنا نهاده شده‌ است و اگرچه اوباما به دنبال تحقق منافع ملی ایالات متحده در تاکتیکی جدید است اما بنیان و مبانی آن تغییری نداشته است؛ به عبارتی، استراتژی، همان استراتژی سابق است با این تفاوت که تاکتیک‌ها یا راهکارها تغییر کرده‌اند.


مبنای این تغییر را «باراک اوباما» قبل از حضور در کاخ سفید در اوت 2007م. طی مقاله‌ای در نشریه‌ی «فارین افیرز»[1] با طرحی به نام «بهره‌گیری از قدرت نرم از سوی آمریکا در تقابل با مخالفان» اعلام کرده ‌بود. پیش از وی نیز «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه‌ی ایالات متحده در شماره‌ی ماه دسامبر همان نشریه، مقاله‌ای تحت عنوان «قدرت هوشمند»[2] به چاپ رساند. وی در این مقاله از سه رکن کلیدی قدرت هوشمند، یعنی شبکه‌ی «متحدین پایدار»، «سازمان‌های بین‌المللی» و «ارزش‌های آمریکایی» نام می‌برد.


استراتژی ثابت و تاکتیک‌های متفاوت دولت اوباما را مشاورین ارشد وی نظیر «ری تکیه»[3] به زبانی ساده‌تر تئوریزه کردند. ری تکیه که عضو «شورای روابط خارجی آمریکا»[4] است، در کتابش به نام «ایران مخفی»[5]، به این مهم اشاره داشته ‌است. «ایران مخفی»، توصیفی واقع‌گرایانه از جریان سیاست، تضادها و شکاف‌های سیاسی در ایران است. نویسنده در این کتاب بهترین شیوه‌ی ممکن تعامل سیاسی با ایران را در اختیار دولت‌مردان آمریکا قرار می‌دهد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 9:37 توسط محمد عبدالهي| |

یاداشت پیش رو تحلیلی است بر پروژه‌ای که باید آن را «تلفیق فشارها برضد ایران» نامید. پروژه‌ای که در چارچوب آن، سه سناریو به صورت هم‌زمان عملیاتی شدند.
نخست طرح اتهام ترور سفیر عربستان در آمریکا؛ دوم، گزارش حقوق بشری احمدشهید و سوم، گزارش آمانو. در این میان گزارش حقوق بشری احمدشهید از آن جهت متفاوت بود که از یک سو میان نهادها و سازمان‌های مختلفی که متولی این مسأله به شمار می‌آیند اجماع قابل تأملی وجود داشت و از دیگر سو، پیش از ارایه‌ی رسمی این گزارش، خبر انتشار آن توسط دبیر کل سازمان ملل متحد، اعلام گردید و «بان ‏کی ‏مون» چند روز زودتر در اقدامی کم‌سابقه، به طور رسمی اعلام کرد که ایران در موضع حقوق بشر، متهم است. این موضوع، وزن، عمق و متفاوت بودن گزارش اخیر را نشان می‌دهد. نکته‌ی جالب توجه آن که قبل از ارایه‌ی رسمی گزارش، خلاصه‌ای از آن برای اولین بار توسط «بی.‌بی.‌سی فارسی»، منتشر شد؛ به بیان دقیق‌تر، احمد شهید قبل از ارایه‌ی گزارش، با «بی.‌بی.‌سی» مصاحبه‌ای ترتیب داد تا با یک تمهید رسانه‌ای مبتنی بر عملیات روانی در ابعاد وسیع موضوع گزارش بازتاب گسترده‌تری داشته باشد.


قاعده‌ی دیگر مثلث فشار، گزارش «یوکیو آمانو» رییس سازمان انرژی اتمی بود. در این مورد نیز از قبل گمانه‌ زنی‌هایی وجود داشت و بعضی از منابع به صورت محدود اعلام کرده بودند که گزارش آمانو از این منظر که برای اولین بار آژانس انرژی هسته‌ای، ایران را به نظامی بودن متهم خواهد کرد، گزارشی متفاوت است. کما این که همین گمانه زنی‌ها نیز محققق گردید. این گزارش به عقیده بسیاری از کارشناسان تحت فشار لابی صهیونیست‌ها و با رونویسی از گزارش موساد تهیه شده بود.


نکته‌ی جالبی که در تصدیق این ادعا قابل استناد است، اظهارنظرهای «شیمون پرز»، رییس جمهور اسراییل است. چند روز قبل از ارایه‌ی رسمی گزارش آمانو، شیمون پرز آشکارا اعلام کرد که محتوای این گزارش ناظر به نظامی بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران بوده و ما باید نهایت بهره‌برداری را از این موضوع داشته باشیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 12:13 توسط محمد عبدالهي| |

نتایج حاصل از رفتارشناسی طرف غربی از جریان انحرافی نشان از گشوده شدن روزنه‌ی امیدی دارد که غرب برای تغییرات آینده‌ی حکومت ایران مدت‌ها است به دنبالش بوده ‌است. اصلی‌ترین نتیجه‌گیری‌های حاصل از این رفتارشناسی برای تحلیل‌گران غربی به ترتیب زیر می‌باشد:

الف) بروز شکاف در هستهی مرکزی ساختار قدرت؛

ب) مخالفت از درون با ساختار سنتی و حوزوی نظام؛

ج) یافتن ظرفیتهای جدید برای استراتژی مهار درونی قدرت نرم جمهوری اسلامی.

مؤسسه‌ی آمریکایی «رَند»[1] که با پشتوانه‌ی مالی «بنیاد اسمیت ریچاردسون»[2] سالیانی است به مطالعه در خصوص ایران مشغول است، در زمره‌ی مراکزی است که به تحلیل رفتار جریان انحراف علاقه‌مند است. «علی‌رضا نادر» از جمله استراتژیست‌های مؤسسه‌ی رند، معتقد است شرایط داخلی کشور با مهندسی جریان انحراف به‌سوی بحرانی شدن در حال حرکت است؛ وی در جمله‌ای قابل تأمل تصریح می‌کند: «آن چه ما در ایران ناظریم، آرامش پیش از طوفان است.»[3]


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 12:8 توسط محمد عبدالهي| |

یک ماه قبل مقاله‏ای درباره‏ی «گفتمان‏شناسی جریان انحراف» منتشر شد. پیش از آن نیز اساتید و بزرگواران دیگری به بررسی ابعاد این مسأله پرداخته بودند. اصرار بر تداوم نگاه عمیق و به دور از جنجال‏های خبری نسبت به جریان انحراف با هدف ارایه الگویی است برای نقد علمی، ژرف‏نگرانه و به دور از هیجان و سطحی‏نگری. از این‏رو، در پژوهش پیش رو سعی شده است به جریان انحرافی از منظری نو و این بار از نمای بیرونی نگریسته شود. پرواضح است که توجه به تحلیل اتاق فکرهای مستقر در کشورهای غربی از جریان‏های سیاسی داخل کشورمان، فارغ از ارزش خبری و ارزش‏گذاری محتوایی آن‏ها، در یافتن «نقشه راه» و «آینده‏کاوی رفتار طرف بیرونی» بسیار حائز اهمیت است.

پیش گفتار

پیش از ورود به بحث، توجه به نکاتی که می‏تواند تحلیل‏های پیش رو را در مقام یک «ارزیابی استراتژیک» از نظر مخاطب بگذراند، ضروری می‏نماید.

لزوم توجه به نگاه و برآورد غرب از جریان انحرافی و کنش‏های پیرامون آن را می‏توان چنین برشمرد:

1- غرب نشان داده‏است که به دنبال شناسایی و کمک برای روی کار آمدن افرادی در نظام جمهوری اسلامی است که طرف مناسب‏تری برای تعامل در فعل و انفعالات بین‏المللی هستند؛ از این رو، تحلیل‏های غربی از جریان انحرافی می‏تواند در برنامه‏ریزی‏های آینده‏ی غرب برای ایران نقش مهمی داشته باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 16:1 توسط محمد عبدالهي| |